آن شمع که دوش بود تب تا سحرش
صحت پی رفع تب در آمد ز درش
در این ابیات، شاعر به توصیف شمعی میپردازد که در شب گذشته تب را به جان خود کشیده و حالا اثر آن از وجود او خارج شده است. تب مانند موجودی از بدن او میگریزد و جهان از درد او به تکاپو میافتد. در واقع، شمع نماد فداکاری و تحمل سختیهاست که به تخلیه تب و رنج کمک میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن شمع که دوش بود تب تا سحرش
صحت پی رفع تب در آمد ز درش
تب از بدنش راهگریزی میجست
فصاد جهاند از ره نیشترش