در کوی توام پای تمنا نرود
من سعی بسی کنم ولی پا نرود
شاعر در این ابیات از عشق و اشتیاق خود برای رفتن به کوی معشوق میگوید. او میخواهد از آنجا برود، اما با وجود تلاش بسیار، نمیتواند پا از جای خود بردارد. این بیپناهی و وابستگی او به مکان زیبای معشوق باعث میشود که هرگز نتواند به جایی دیگر برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در کوی توام پای تمنا نرود
من سعی بسی کنم ولی پا نرود
خواهم که ز کویت روم اما چه کنم
کاین بیهده گرد پا دگر جا نرود