شاها به عداوت توکس یار نشد
کاو در نظر جهانیان خوار نشد
شاعر در این ابیات به بیان عداوت و دشمنی توکس (که ممکن است به شخصی اشاره داشته باشد) میپردازد. او میگوید که این فرد حتی در نظر دیگران هم مقام و منزلت پایینی ندارد و به همین دلیل هم هیچگاه به تاریکی و خفت نمیرود. این فرد در برابر خصم خود به گونهای عمل میکند که حتی در خواب هم نمیتواند از این حالت بیدار شود و در واقع به انزوا رفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شاها به عداوت توکس یار نشد
کاو در نظر جهانیان خوار نشد
با نشأهٔ خصمی تو آنکس که بخفت
در خواب شد آنچنان که بیدار نشد