کوی تو که آواره هزاری دارد
هرکس به خود آنجا سر و کاری دارد
این شعر به longing و آرزو برای رسیدن به یک مکان خاص اشاره دارد که برای شاعر بسیار ارزشمند است. او بیان میکند که این مکان، جایی است که دیگران نیز به آن علاقهمندند و به نوعی یک جاذبه معنوی دارد. همچنین اشاره به شخصیت خضر، که نماد زندگی و جاودانگی است، به اهمیت و خاص بودن این مکان دلالت دارد. در کل، شاعر احساس عمیق خود را نسبت به این مکان و زیباییهایش ابراز میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کوی تو که آواره هزاری دارد
هرکس به خود آنجا سر و کاری دارد
تنها نه منم تشنهٔ دیدار، آنجا
جاییست که خضر هم گذاری دارد