جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست
این صبر هراسنده ولی یارم نیست
در این ابیات، شاعر از غم و دلتنگی و نگرانی برای جدایی از محبوبش سخن میگوید. او به سختی صبر کرده اما این صبر برایش طاقتفرسا و دشوار است. شاعر حتی میداند باید صبر کند، اما توانایی آن را ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست
این صبر هراسنده ولی یارم نیست
دندان به جگر نهادنی میباید
اما چه کنم صبر جگر دارم نیست