اکسیر حیات جاودانم بفرست
کام دل و آرزوی جانم بفرست
در این ابیات، شاعر از معشوق میخواهد که اکسیر جاودانگی و خوشیهای زندگی را برایش بفرستد. او آرزوی خود را در این میبیند که آن مایه خوشبختی و لذت را از معشوق دریافت کند و در زمان حاضر به او برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اکسیر حیات جاودانم بفرست
کام دل و آرزوی جانم بفرست
آن مایه که سرمایهٔ عیش و طرب است
آنم بفرست و در زمانم بفرست