آن سرو که جایش دل غم پرور ماست
جان در غم بالاش گرفتار بلاست
در این شعر، شاعر به دوستی یا معشوقی اشاره میکند که جای او در دلش حسرت و غم وجود دارد. او از دوری این محبوب غمگین و بیمار است و از طریق علامتهای ظاهری درد جانش را به تصویر میکشد. این احساسات عمیق و فقدان به خوبی در سطرهای شعر بیان شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن سرو که جایش دل غم پرور ماست
جان در غم بالاش گرفتار بلاست
از دوری او به ناخن محرومی
سد چاک زدیم سینه جایش پیداست