اندر ره انتظار چشمی که مراست
بی نور شد و وصال تو ناپیداست
در این شعر، شاعر از انتظار و longing (آرزو و حسرت) خود برای رسیدن به معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که بینوری و دوری از یار، او را ناامید کرده و به جای نام واقعیاش، احساس میکند همچون یعقوب که در انتظار یوسفش مانده است. در واقع، شاعر با تغییر نامش به یعقوب، نشان میدهد که چقدر به معشوقش وابسته و دلتنگ است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندر ره انتظار چشمی که مراست
بی نور شد و وصال تو ناپیداست
من نام بگرداندم و یعقوب شدم
ای یوسف من نام تو یعقوب چراست