گلهای دارم از تو و گلهای
که نگنجد به هیچ حوصلهای
شاعر از دلنوشتههایش گله دارد، گلهای که فراتر از توان تحملش است. این گله مثل دود در ذهن او و مانند باد بر روی شعلهی چراغش تأثیر منفی میگذارد. او احساس میکند که این نارضایتی به اندازهای عمیق است که نمیتواند به راحتی آن را واکاوی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گلهای دارم از تو و گلهای
که نگنجد به هیچ حوصلهای
گلهای دود در دماغم از آن
گلهای باد بر چراغم از آن