شرفا ساقی عنایت تو
گو دماغ مرا معطر کن
در این شعر، شاعر از ساقی (مستشار) خواهش میکند که با عنایت و محبت خود، روح و دل او را خوشبو و تازه کند. او خواهان آن است که با نور و جلا دادن به بزم تاریکشان، حال و هوای آنجا را تغییر دهد و از غم و اندوه بکاهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شرفا ساقی عنایت تو
گو دماغ مرا معطر کن
ز آنچه آتش بر آبگینه زند
بزم تاریک ما منور کن