قطعات

شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زن جلبی رفته و در همچو من

کرده سخنهای پریشان رقم

۲

می‌روم و می‌خرم و می‌خورم

داروی کاری که براند شکم

۳

پس ز پی جایزه‌اش بر دهن

میریم و میریم و میریم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی