زن جلبی رفته و در همچو من
کرده سخنهای پریشان رقم
این شعر دربارهی تجربهی یک زن جلبی است که در عالم خود به گفتوگو و فعالیت مشغول است. راوی از سفر و جستوجو برای خرید و مصرف دارویی سخن میگوید که به او کمک میکند. در نهایت، اشارهای به تلاش برای دستیابی به پاداشی دارد و تأکید بر ادامهی این مسیر دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زن جلبی رفته و در همچو من
کرده سخنهای پریشان رقم
میروم و میخرم و میخورم
داروی کاری که براند شکم
پس ز پی جایزهاش بر دهن
میریم و میریم و میریم