قطعات

شمارهٔ ۸ - ده بافق

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ایا آفتاب معلا جناب

که از سایه‌ات آسمان پایه جوست

۲

در اظهار انعام حکام بافق

سخن بر لب و گریه‌ام در گلوست

۳

در آن ده مجاور شدم هفت ماه

نپرسید حالم ،نه دشمن نه دوست

۴

جواب سلامم ندادند باز

از آن رو که اطلاق دادن پراوست

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی