زهی پایه چتر اقبال تو
ز فرط بلندی برون از جهات
در این ابیات، شاعر به توصیف شخصیت بزرگ و والای کسی میپردازد که به عنوان یک منبع نور و قدرت در جهان شناخته میشود. او با اشاره به بلندی مقام و جایگاه این فرد، به نقش حیاتی او در حفاظت و راهنمایی جهان اشاره میکند. همچنین، به تشبیه این فرد به قطب شمال میپردازد که ستارگان نیکوگرد او را دور میزنند و از نورش بهرهمند میشوند. به طور کلی، این شعر از عظمت و تاثیرگذاری شخصیت مذکور در عالم هستی سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهی پایه چتر اقبال تو
ز فرط بلندی برون از جهات
پناه جهان قطب گردون مکان
وجود تو مستظهر کاینات
به گرد تو گردند نیک اختران
چو بر گرد قطب شمالی بنات