ای داده سپهر شرع را نور
از پرتو رأی عالم آرا
در این شعر، شاعر به ستایش نورانی بودن شریعت و آثارش میپردازد و بیان میکند که این نور از رأی عالمانه به دست آمده است. او به قدرت معجزهآسا و تأثیرگذار کلام خداوند اشاره میکند و بر تقویت شریعت و حفظ تقوا تأکید میکند. شاعر همچنین به بینظیری دانش و نظم خود در زبان عربی و دیگر زبانها میبالد و از غمی سخن میگوید که به خاطر به خطر افتادن اموال و متاع کمی از دنیا به دلش فشار میآورد. در نهایت، او از خداوند میخواهد که این متاع بیارزش تاراج نشود، زیرا در آن صداقت و حقیقت نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای داده سپهر شرع را نور
از پرتو رأی عالم آرا
ناهید ز مطربی کشد دست
گر نهی تو بر فلک نهد پا
از دست تو کلک معجز آثار
هم خاصیت عصای موسا
دمساز کلام جان فزایت
با معجزه دم مسیحا
از تقویت شریعت تو
متقن همه جا بنای تقوا
از حکم توچرخ کی کشد سر
او راست مگر دو سر چو جوزا
از تهمت نقص و وصمت عیب
حکم تو چو ذات تو مبرا
از نسبت پستی و تنزل
طبع تو چو قدر تو معرا
در ضابطه مسائل نحو
آن نظم که کرده طبعت انشا
کس در عرب و عجم نظیرش
نشنیده به هیچ نحو از انحا
تا نظم ترا ز بر کند چرخ
برداشته سبحه ثریا
افتاده مرا قضیهای چند
اندوه نتیجهٔ قضایا
دردست فقیر کم بضاعت
بود اندکی از متاع دنیا
آنرا به مکاریی سپردم
او رفته کنون به راه عقبا
صادق نفسان گواه حالند
در صدق چو صبح بلکه افزا
مگذار که این متاع بیقدر
تاراج شود چو خوان یغما