غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بکش زارم چه دایم حرف از آزار می‌گویی

تو خود آزار من کن از چه با اغیار می‌گویی

۲

رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین

چو من یک حرف گویم، گوییم بسیار می‌گویی

۳

تغافل می‌زنی گر یک سخن صد بار می‌گویم

و گر گویی جوابی روی بر دیوار می‌گویی

۴

حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم

پس از عمری که حرفی با من بیمار می‌گویی

۵

نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشی

مگر وقتی که نبود قوت گفتار می‌گویی

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی