ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری
ای خوشا آن کشوری کانجا تو صاحب کشوری
شاعر در این شعر با زبان استعاری و تشبیهی به تمجید از جوانی میپردازد که از لشکری جدا افتاده و به زیبایی و شخصیت او اشاره دارد. او میگوید که اگرچه این جوان در ظاهر مانند شیر و شکر است، یعنی جذاب و دلچسب، اما در باطن ممکن است زهر و خطرناک باشد. شاعر به پیچیدگیهای احساسات و ارتباطات میان افراد اشاره دارد و میگوید که هرچند ممکن است کارهای شما زهرآگین باشد، اما به لطافت و شیرینی شما میافزاید. در انتها، شاعر به یک صید در دام میافتد و میگوید که این جوان لایق شکار لاغر و ضعیف نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری
ای خوشا آن کشوری کانجا تو صاحب کشوری
ای سوار فرد از لشکر جدا افتادهای
یا از آن ترکان یغما پیشهٔ غارتگری
آتشت در آب پنهانست و زهرت در شکر
آشکارا گرچه با من همچو شیر و شکری
خواه شکر ریز و خواهی زهر در جامم که تو
گرچه زهرم میچشانی از شکر شیرین تری
وحشی آن صید افکنت گر افکند در خون منال
نیستی لایق به فتراکش که صید لاغری