غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری

ای خوشا آن کشوری کانجا تو صاحب کشوری

۲

ای سوار فرد از لشکر جدا افتاده‌ای

یا از آن ترکان یغما پیشهٔ غارتگری

۳

آتشت در آب پنهانست و زهرت در شکر

آشکارا گرچه با من همچو شیر و شکری

۴

خواه شکر ریز و خواهی زهر در جامم که تو

گرچه زهرم می‌چشانی از شکر شیرین تری

۵

وحشی آن صید افکنت گر افکند در خون منال

نیستی لایق به فتراکش که صید لاغری

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی