غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی

اگر سنگین نبودی گوش او فریادها کردی

۲

کند بیگانگی هر چند گویم شرح غم با او

چه غم بودی اگر خود را به این حرف آشنا کردی

۳

به اغیار آنقدرها می‌توانست از وفا دیدن

چه می‌شد گر زیادی یک نظر هم سوی ما کردی

۴

به تنگیم از جدایی کاشکی می‌شد یکی پیدا

که ما را رهنمایی سوی اقلیم فنا کردی

۵

اجل گر رحم بر وحشی نکردی شام مهجوری

تو می‌دانی که غم با روزگار او چها کردی

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی