خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی
در این شعر، شاعر از زیبایی و جاذبه معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به شادی ناشی از تماس چشمی و نگاههای پنهانی اشاره میکند و به قدرت عشق و دعاهایی که در دل دارد، پرداخته است. معشوق با کرشمهها و جلوههای زیبایش دل شاعر را تسخیر کرده و او را مست و اسیر کرده است. شاعر از چالشها و غمها سخن میگوید و به ناپایداری عشق و موانع ظاهری در این مسیر اشاره میکند. در نهایت، او به تأثیر نگاه معشوق بر دلش و تمایل به فرار از درد و رنج عشق اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی
کرشمهٔ تو ز بس باشدش برای اجابت
دعای زیر لب اندر میان آه نهانی
تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفته
به جلوه بهر فریبم به جلوهگاه نهانی
چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنه
عتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی
به غارت دل ما تاخت غمزه وای اسیری
کش از کمین بدرآیند آن سپاه نهانی
به جرم دیدن پنهان بکش به فتوی نازم
که کشتنی نشود کس سگ گناه نهانی
ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کن
که بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی