مرا زد راه عشق خردسالی
از این نورس گلی نازک نهالی
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی سخن میگوید. او به عشق خود که شبیه به یک گل نازک و جوان است اشاره میکند و زیبایی او را با لاله و خورشید مقایسه میکند. شاعر به توصیف دلبری و شیطنتهای معشوقه پرداخته و او را به قد و جمالی شگفتانگیز تشبیه میکند. همچنین، او نسبت به وحشی بودن معشوقهاش ابراز حیرت میکند و میگوید که چنین غزالی را در زندگیاش ندیده است. در مجموع، شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و غم عشق گمشده را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا زد راه عشق خردسالی
از این نورس گلی نازک نهالی
فروزان عارضی مانند لاله
ز مشکین هر طرف بر لاله خالی
شکرخا طوطیی دلکش حکایت
زبان دان دلبری شیرین مقالی
به قدش سرو را نسبت توان کرد
اگر در سرو باشد اعتدالی
توان خورشید خواندن عارضش را
اگرخورشید را نبود زوالی
غزال ما نگردد رام وحشی
ندیدم این چنین وحشی غزالی