چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از دعواهایی سخن میگوید که ممکن است در روابط عاشقانه پیش بیاید و به این موضوع اشاره میکند که محبت و عطوفت باید بر دشواریها غلبه کند. در مقام شکارچی دل، او به شدت تحت تاثیر احساساتش قرار دارد و از دردهایی که عشق برایش به همراه دارد صحبت میکند. همچنین، او تأکید میکند که درسهای عشق هیچ پایانپذیری ندارند و بهتر است داستان عشق را بنویسد، زیرا آموزندهتر از هر درس دیگری است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل
ز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی