جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
نام متاع من به زبان آورد کسی
در این شعر، شاعر به بررسی وفا و بیوفایی در روابط انسانی میپردازد. او از کمبود یارانی که به یکدیگر در سختیها کمک کنند و به هم وفادار باشند، ناامید است. شاعر با اشاره به سخن دهقانی که میگوید اگر کسی درختی را به خوبی پرورش ندهد، انتظار باروری از آن نداشته باشد، به این نکته اشاره میکند که رابطههای بیوفا نمیتوانند نتیجه مثبتی به همراه داشته باشند. در نهایت، او از غم و رنج ناشی از ارتباط با یاران بیوفا lament میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
نام متاع من به زبان آورد کسی
یاری که دستگیری یاری کند کجاست
گر سینهای خراشد و جیبی درد کسی
یاریست هر چه هست و ز یاری غرض وفاست
یاری که بیوفاست کجا میبرد کسی
دهقان چه خوب گفت چو میکند خاربن
شاخی کش این بر است چرا پرورد کسی
وحشی برای صحبت یاران بیوفا
خاطر چرا حزین کند و غم خورد کسی