مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای
شوره زار شور بختان را گلستان کردهای
این شعر به توصیف احساسات عاطفی و تأثیرات مثبت یک شخص بر دیگران میپردازد. شاعر از کسی میگوید که با حضورش توانسته دلهای غمگین را شاد کند و مکانهای خالی و ویران را به گلستان تبدیل کند. او به تضاد بین این شادی و دلهای داغدار اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که کارها به توفیق الهی بستگی دارد. شاعر همچنین از زیبایی و جاذبه شخص مذکور سخن میگوید و او را به عنوان یک محبوب معرفی میکند که دل را به سمت خود جذب کرده است. در نهایت، با ستایش این شخص، شاعر احساس شوق و عشق خود را ابراز میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای
شوره زار شور بختان را گلستان کردهای
تو کجا وین دل که در هر گوشهای جغد غمیست
گنج را مانی که جا در کنج ویران کرده ای
کارها موقوف توفیق است ،مشکل این شدست
ورنه تو ای کعبه بر ما کار آسان کردهای
منت کحل الجواهر میکشد چشمم زیاد
گر نمک آرد از آن راهی که جولان کردهای
بوی جان میآید از تو خیر مقدم ای صبا
غالبا طوقی به گرد کوی جانان کرده ای
ای صبا پیراهن یوسف مگر همراه تست
از کدامین باغ این گل در گریبان کردهای
مرحبا ای ترک صید انداز وحشی در کمند
جذب شوقم خوش کمند گردن جان کردهای