در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه
به من کم میکنی لطفی که داری این زمان یا نه
شاعر در این شعر به تفکر و نگرانی خود درباره رابطهاش با محبوبش میپردازد. او میخواهد بداند آیا محبوبش همچنان با او مهربان خواهد ماند یا نه و از اینکه ممکن است مورد بیاحترامی قرار گیرد، ابراز نگرانی میکند. همچنین در مورد سخنان پنهانی که باید با محبوبش مطرح کند، تردید دارد. شاعر به نوعی از وابستگیاش به محبوبش صحبت میکند و به این فکر میکند که آیا او همچنان به او اهمیت خواهد داد یا خیر. در نهایت، اشاره به عواقب تماشای زیبایی محبوب دارد، که ممکن است باعث رسوایی او در جامعه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه
به من کم میکنی لطفی که داری این زمان یا نه
گمان دارند خلقی کز تو خواریها کشم آخر
عزیز من یقین خواهد شد آخر این گمان یا نه
سخن باشد بسی کز غیر باید داشت پوشیده
نمیدانم که شد حرف منت خاطرنشان یا نه
بود هر آستانی را سگی ای من سگ کویت
تو میخواهی که من باشم سگ این آستان یا نه
نهانی چند حرفی با تو از احوال خود دارم
در این اندیشهام کز غیر میماند نهان یا نه
اگر زینسان تماشای جمال او کنی وحشی
تماشا کن که خواهی گشت رسوای جهان یا نه