صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
بنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده
در این شعر، شاعر به دعوت به جشن و شادمانی پرداخته و از برپایی میهمانی و نوشیدن شراب سخن میگوید. او از افرادی که در بزم حاضرند میخواهد تا از نیکویی و وفا صحبت کنند و در این حال، به شخصی که در قفس نیست و آزاد است، وعده دانه میدهد. شاعر همچنین به رابطه دوستی و بازیهای کودکانه اشاره کرده و اهمیت شادی و نشاط را در میان دوستان یادآور میشود. او به نوعی به سرزنشها و خجالتها اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که باید بیخیالی و خوشگذرانی را در جمع دوستان و در فضای شاد جشنواره زندگی تجربه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
بنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده
نقل وفا در بزم نه تا رام گردد مدعی
مرغی که نبود در قفس او را فریب دانه ده
تا گرم گردد هر زمان هنگامهای در کوی تو
طفلان بازی دوست را زنجیر این دیوانه ده
با لاابالی مشربان خوشبر سر میدان درآ
دستار را آشفته کن تابی بر آن رندانه ده
گر پیش او گشتی خجل سهل است این خفت بکش
وحشی شکایت تا به کی تخفیف این افسانه ده