غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده

بنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده

۲

نقل وفا در بزم نه تا رام گردد مدعی

مرغی که نبود در قفس او را فریب دانه ده

۳

تا گرم گردد هر زمان هنگامه‌ای در کوی تو

طفلان بازی دوست را زنجیر این دیوانه ده

۴

با لاابالی مشربان خوش‌بر سر میدان درآ

دستار را آشفته کن تابی بر آن رندانه ده

۵

گر پیش او گشتی خجل سهل است این خفت بکش

وحشی شکایت تا به کی تخفیف این افسانه ده

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی