غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هجر خدایا بس است زود وصالی بده

شوق مده اینهمه یا پر و بالی بده

۲

خوبی خود را بگیر از دلم اندازه‌ای

آینه آورده‌ام عرض جمالی بده

۳

ای دل وحشت گریز اینهمه دهشت چرا

فرصت حرفی بجو شرح ملالی بده

۴

از پی یک نیم جان چند تقاضای ناز

می‌دهم اینک به تو لیک مجالی بده

۵

ساده فریب کسی وصل نبخشی مبخش

نیم فسونی بدم وعده وصالی بده

۶

یاد غزلهای تو وحشی و این ذوق عشق

بیهده گردی بس است دل به غزالی بده

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی