سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو
کافر نکند آنچه تو کردی ، حذر از تو
این شعر به عواطف و احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از معشوق خود به عنوان منبع درد و رنج یاد میکند و به طور خاص به عذابی که از عشقش متحمل شده اشاره میکند. او حسرت میخورد که چطور کسی میتواند چنین آسیبهایی را تحمل کند و از قاصد میخواهد تا خبرهایی از معشوق بیاورد. در نهایت، شاعر بیان میکند که خود و دیگران نیز در دام غم عشق گرفتارند و دردشان بیپایان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو
کافر نکند آنچه تو کردی ، حذر از تو
بی رحم کسی شرح جگر خوردن من پرس
پیکان جفا چند خورم بر جگر از تو
آنکس که برآورد مرا از چو تو نخلی
یارب نخورد در چمن عمر بر از تو
ای قاصد از آن همسفر غیر خبر چیست
مشتاب که معلوم کنم یک خبر از تو
وحشی چه دهی شرح به ما حرف غم خویش
ما نیز اسیریم به سد غم بتر از تو