زین سان که تند میگذرد خوشخرام من
کی ملتفت شود به جواب سلام من
در این شعر، شاعر به سرعت گذر زمان و عدم توجه دیگران به سلام او اشاره میکند. او از محبوبش میخواهد که از لب شیرینش داستانی بگوید، اما او با تلخی پاسخ میدهد. شاعر ابراز میکند که حتی شعلههای عشقش هم از سوز دل او بیخبرند و وقتی نام او را شنیدند، آتش گرفتند. او همچنین احساس ناکامی از بوسهای که نتوانسته از محبوبش بگیرد را بیان میکند و در نهایت به وصف "غزال وحشی" محبوبش میپردازد که هرگز آرام نخواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زین سان که تند میگذرد خوشخرام من
کی ملتفت شود به جواب سلام من
گفتم بگو از آن لبِ شیرین حکایتی
سد تلخ گفت دلبر شیرینکلام من
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
بهر چه برفروخت چو بشنید نام من
کامی نیافتم ز لب او به بوسهای
هرگز نبود آن لب شیرین به کام من
وحشی غزال من که به من آرمیده بود
وحشی چنان نشد که شود باز رام من