من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن
این تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن
این شعر حاکی از احساس جدایی و ناتوانی شخصی است که میخواهد برود و دیگر برنگردد. او از طرف مقابل درخواست میکند که به او آزار نرساند و بیتوجهی نکند. شاعر از وضعیت خود و غفلت دیگران گلهمند است و تأکید میکند که در حال حاضر در مرحلهای از زندگی قرار دارد که نمیخواهد به عقب برگردد و مایل است به رهایی برسد. همچنین، به تاسف و اندوهی که در عشق و دوستی دچار آن شده، اشاره میکند و از طرف مقابل میخواهد به او کمتوجهی نکند. در کل، شعر نماوندی از احساسات عمیق و درگیریهای درونی انسان در روابط عاشقانه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن
این تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن
پای برگشتن نخواهم داشت خواهم رفت و ماند
در تماشا گاه دیگر نقش دیوارم مکن
بنده میخواهی ز خدمتکار خود غافل مباش
میشود ناگه کسی دیگر خریدارم مکن
من که مستم مجلست گر هست و میر مجلسی
بزم خود افسرده خواهی کرد هشیارم مکن
عزت سگ هست در کوی تو وحشی خود چه کرد
گرچه عاشق خوار میباید، چنین خوارم مکن