هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
سبزهٔ او هنوز به از گل باغ دیگران
شاعر در این شعر به عشق و محبت اشاره میکند. او با بیان اینکه محبوبش، ماهی است که نور و روشنیاش به دیگران میتابد، نشان میدهد که عشق او برایش بینظیر و ارزشمند است. او در پی محبوبش به همهجا سر میزند و به بیهوده بودن تلاش برای جستجوی دیگری اشاره میکند. همچنین در اشاره به این که گلش از او جدا شده، ابراز ناامیدی میکند و بر بیفایده بودن ارتباط با دیگران تأکید دارد. در نهایت، او از درد درونیاش میگوید و بر این نکته پافشاری میکند که سوختن از عشق دیگران هیچ فایدهای ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
سبزهٔ او هنوز به از گل باغ دیگران
خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار من
بیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران
رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا روم
با گل خود چه میکنم سبزهٔ باغ دیگران
من که میسرم شود صافی جام او چرا
در دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران
وحشی از او علاج کن سوز درون خویش را
فایده چیست سوختن از تف داغ دیگران