در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
چون نیک بنگری ز همه بر کران منم
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و دلتنگی خود میپردازد. او در حالی که در یک بزم وصال حضور دارد، به خودآگاهیاش از وضعیتش اشاره میکند و میگوید که اگر به دقت بنگریم، او در حقیقت در مرکز این بزم است. شاعر به زیبایی و عطر گل و یاسمن اشاره میکند و خود را کلیددار بوستانی میداند که در آن زیباییها بر او حاکم است. او به واقعیت زندگی و احساس عشق اشاره میکند و توضیح میدهد که اگر عشق و محبت در میان باشد، خودش میتواند به عنوان زینت بخش زندگی عمل کند. در انتها، از گل میخواهد که به نصایحش عمل کند، زیرا او میتواند به فصل جدیدی از زیبایی و عشق منجر شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
چون نیک بنگری ز همه بر کران منم
رنگی ز گل ندارم و بویی ز یاسمن
آری کلیددار در بوستان منم
خار وخس زیاده بر آتش نهاد نیست
گر بوستان حسن ترا باغبان منم
معلوم مهربانی اهل هوس که چیست
بشنو سخن که عاشقم و مهربان منم
ای گل اگر به گفتهٔ وحشی عمل کنی
سد ساله نو بهار خزان را ضمان منم