جانا چه واقعست بگو تا چه کردهایم
با ما چه شد که بد شدهای ما چه کردهایم
در این شعر، شاعر از معشوق خود میپرسد که چه بر سرشان آمده و چرا او از آنها دور شده است. او به دنبال دلیل این تغییر رفتار است و از معشوق میخواهد که بگوید آنها چه خطایی کردهاند که موجب این فاصله شده است. شاعر به احساس نارضایتی و غم عمیق خود اشاره میکند و از بیعدالتیای که بر سر آنها آمده، گلایه میکند. به طور کلی، شعر به تردید، عذاب و سوالاتی درباره روابط انسانی و عواطف میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جانا چه واقعست بگو تا چه کردهایم
با ما چه شد که بد شدهای ما چه کردهایم
آیا چه شد که پهلوی ما جا نمیکنی
از ما چه کار سر زده بیجا چه کردهایم
بندد کمر به کشتن ما هرکه بنگریم
چون است ما به مردم دنیا چه کردهایم
وحشی به پای دار چو ما را برند خلق
از بهر چیست این همه غوغا چه کردهایم