جان رفت و ما به آرزوی دل نمیرسیم
هرچند میرویم به منزل نمیرسیم
این شعر درباره ناکامی و نرسیدن به آرزوها و اهداف زندگی است. شاعر با تشبیه خود به برق و رعد، سرعت حرکتش را بیان میکند، اما میگوید که با این حال به مقصد نمیرسد. او به عدم کمک خدا و شرایط نامناسب اشاره میکند و میافزاید که مسأله عشق نیز برای کسی حل نشده است. در نهایت، شاعر با استفاده از تشبیه، به حسرت و دوری از معشوق اشاره میکند و نتیجه میگیرد که به دلیل انتخابهای نادرست، به هدف خود نمیرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان رفت و ما به آرزوی دل نمیرسیم
هرچند میرویم به منزل نمیرسیم
برقیم و بلکه تندتر از برق و رعد نیز
وین طرفه تر که هیچ به محمل نمیرسیم
لطف خدا مدد کند از ناخدا چه سود
تا باد شرطه نیست به ساحل نمیرسیم
در اصل حل مسأله عشق کس نکرد
یا ما بدین دقیقهٔ مشکل نمیرسیم
وحشی نمیرسد ز رهی آن سوار تند
کش از ره دگر ز مقابل نمیرسیم