غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در راه عشق با دل شیدا فتاده‌ایم

چندان دویده‌ایم که از پا فتاده‌ایم

۲

عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک

ما در میانهٔ همه رسوا فتاده‌ایم

۳

پشت رقیب را همه قربست و منزلت

مردود درگه تو همین ما فتاده‌ایم

۴

ما بیکسیم و ساکن ویرانهٔ غمت

دیوانه‌های طرفه به یک جا فتاده‌ایم

۵

وحشی نکرده‌ایم قد از بار فتنه راست

تا در هوای آن قد رعنا فتاده‌ایم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی