در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
چندان دویدهایم که از پا فتادهایم
در این شعر، شاعر به توصیف حال عاشقان میپردازد که به خاطر عشق به معشوق، خسته و ناکام شدهاند. آنان به شدت در جستجوی عشق هستند و در این مسیر به شدت پایههای خود را از دست دادهاند. در میان دیگر عاشقان، آنان خود را رسوا و ناتوان میبینند. شاعر همچنین به احساس تنهایی و دیوانگی خود اشاره میکند و از انزوای عاطفیاش در ویرانهای که عشق برجا گذاشته، سخن میگوید. در نهایت، او از بار مشکلات و فتنههای عشق گلایه میکند ولی همچنان در جستجوی معشوق ایستاده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
چندان دویدهایم که از پا فتادهایم
عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک
ما در میانهٔ همه رسوا فتادهایم
پشت رقیب را همه قربست و منزلت
مردود درگه تو همین ما فتادهایم
ما بیکسیم و ساکن ویرانهٔ غمت
دیوانههای طرفه به یک جا فتادهایم
وحشی نکردهایم قد از بار فتنه راست
تا در هوای آن قد رعنا فتادهایم