غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دلی و طاقت سد آه آتشین دارم

همین منم که دل و طاقت چنین دارم

۲

نعوذباله اگر بگذری به جانب غیر

تو می‌خرامی و من رشک بر زمین دارم

۳

به راندن از تو شکایت کنم خدا مکناد

شکایت ار کنم آزار بیش ازین دارم

۴

محیط جانب من بین و عذر رفته بخواه

که سخت رخش گریزی به زیر زین دارم

۵

مکن تغافل و مگذارم از کمند برون

که صید بیشهٔ بسیار در کمین دارم

۶

بیا بیا که تو از عافیت گریزانی

که من گمان یکی عشق آفرین دارم

۷

کدام صبر و چه طاقت چه دین و دل وحشی

ازو نه صبر و نه طاقت نه دل نه دین دارم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی