غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون طفل اشک پرده در راز نیستم

از من مپوش راز که غماز نیستم

۲

در انتظار اینکه مگر خواندم شبی

یک شب نشد که گوش بر آواز نیستم

۳

بیخود مرا حکایت او چیست بر زبان

گر در خیال آن بت طناز نیستم

۴

در بزم عشق نرد مرادی نمی‌زدم

زانرو که چون رقیب دغا باز نیستم

۵

گر ترک خانمان نکنم از برای تو

وحشی رند خانه برانداز نیستم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی