غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

۲

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود

درمانده‌ام و چارهٔ این باب ندارم

۳

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب

دارم گله از خویش و ز احباب ندارم

۴

ساقی می صافی به حریفان دگر ده

من دُردکشم ذوق می ناب ندارم

۵

وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست

غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی