غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از تندی خوی تو گهی یاد نکردم

کز درد ننالیدم و فریاد نکردم

۲

پیش که رسیدم، که ز اندوه جدائی

نگریستم و حرف تو بنیاد نکردم

۳

با اینهمه بیداد که دیدم ز تو هرگز

دادی نزدم ناله ز بیداد نکردم

۴

گفتی چه کس است این ، چه کسم، آن که ز جورت

جان دادم و آه از دل ناشاد نکردم

۵

وحشی منم آن صید که از پا ننشستم

تا جان هدف ناوک صیاد نکردم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی