از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
که با تردامنان یار است جانانی که من دارم
شاعر در این بیتها از غم و اندوه ناشی از جدایی یار و به درد دلها و احساسات درونی خود میگوید. او به وضوح نشان میدهد که با وجود تلاش برای پنهان کردن درد خود از دیگران، نشانههای غم و پریشانیاش به وضوح نمایان است. او گویی به خاطر فقدان و دوری معشوقش در عذاب است و میداند که حسرت و گریهاش مانند طوفانی است که ویرانی به همراه دارد. احساسات عمیقش نشاندهندهی شدت عشق و دلتنگیاش است و میخواهد که دیگران عمق دردش را درک کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
که با تردامنان یار است جانانی که من دارم
اگر با من چنین ماند پریشان اختلاط من
ازین بدتر شود حال پریشانی که من دارم
ز مردم گرچه میپوشم خراش سینهٔ خود را
ولی پیداست از چاک گریبانی که من دارم
کشم تا کی غم هجران اجل گو قصد جانم کن
نمیارزد به چندین درد سر جانی که من دارم
مپرس از من که ویران از چه شد غمخانهات وحشی
جهان ویران کند این چشم گریانی که من دارم