خوشست آن مه به اغیار آزمودم
به من خوش نیست بسیار آزمودم
شاعر در این اشعار به تجربههای تلخی که در رابطه با عشق و وفا داشته اشاره میکند. او به آهنگ دلسردکنندهای از فریب و ستمکاری معشوق اشاره میکند و میگوید که بارها این شخص را امتحان کرده است، اما هیچگاه به نتیجه مطلوب نرسیده است. شاعر به انتظاری که از معشوق داشته و به نارضایتی و خیانتهایش اشاره میکند و بیان میکند که حتی گاهی دشمنی از یار به او نزدیکتر بوده است. در نهایت، او از سختیهای ناشی از فراق و درد جدایی سخن میگوید و بیان میکند که در مقایسه با دیگر دردها، این نوع درد نسبتاً قابل تحمله.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوشست آن مه به اغیار آزمودم
به من خوش نیست بسیار آزمودم
همان خوردم فریب وعدهٔ تو
ترا با آنکه سد بار آزمودم
ز تو گفتم ستمکاری نیاید
ترا نیز ای ستمکار آزمودم
به مهجوری صبوری کار من نیست
بسی خود را در این کار آزمودم
به من یار است دشمنتر ز اغیار
که هم اغیار و هم یار آزمودم
کسی کز عمر بهتر بود پیشم
نبود او هم وفادار آزمودم
اجل نسبت به درد هجر وحشی
نه چندان بود دشوار ، آزمودم