غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم

قربان اختلاط فریبنده‌ات شوم

۲

بیعانهٔ هزار غلام است خنده‌ات

سد بار بندهٔ لب پر خنده‌ات شوم

۳

سد کس به یک نگه فکنی در کمان لطف

شیدایی نگاه پراکنده‌ات شوم

۴

پروانه سوزد از پی سد گام پرتوت

سرگرم شمع عارض تابنده‌ات شوم

۵

خوش اختریست اینکه بر آمد به طالعت

وحشی غلام اختر تابنده‌ات شوم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی