ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم
این شعر به موضوع وفاداری و پایبندی به اصول میپردازد. شاعر تأکید میکند که باید در هر شرایطی به پیمانها و ارزشهایمان وفادار بمانیم و حتی اگر با دشواریها یا خطراتی روبرو شویم، نباید اصل و اساس آنها را زیر پا بگذاریم. اشاره به ارزشمند بودن برخی چیزها مانند یاقوت و گوهر، نشاندهنده اهمیت نگهداری و حفظ ارزشهاست. همچنین در برابر مشکلات نباید امید و روحیه را از دست داد و باید بر اصول خود پافشاری کنیم. شاعر در نهایت با اشاره به لطافت و آسیبپذیری موجودات و انسانها، بر ضرورت مهربانی و عدم آسیب رساندن تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم
پیش ما یاقوت یاقوتست و گوهر گوهر است
دأب ما اینست یعنی قدر گوهر نشکنیم
هر متاعی را در این بازار نرخی بستهاند
قند اگر بسیار شد ما نرخ شکر نشکنیم
عیب پوشان هنر بینیم ما طاووس را
پای پوشانیم اما هرگزش پر نشکنیم
ما درخت افکن نهایم آنها گروهی دیگرند
با وجود صد تبر، یک شاخ بی بر نشکنیم
به که وحشی را در این سودا نیازاریم دل
بیش از اینش در جراحت نوک نشتر نشکنیم