غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم

اگر وحشی غزالی بود او را رام می‌کردم

۲

در این مدت اگر اوقات من صرف ملک می‌شد

به او در بزمگاه عیش می در جام می‌کردم

۳

رهم را منتهایی نیست زان رو دورم از مقصد

اگر می‌داشت پایانی منش یک گام می‌کردم

۴

به کنج این قفس افتاده عاجز من همان مرغم

که تعلیم خلاص بستگان دام می‌کردم

۵

به اندک صبر دیگر رفته بود این ناز بی‌موقع

غلط کردم چرا این صلح بی‌هنگام می‌کردم

۶

پیامی کرد کز شرمندگی مردم که گفت او را

شکایت گونه‌ای کز بخت نافرجام می‌کردم

۷

چه ننگ آمیز نامی بوده پیش یار این وحشی

بسی به بود ازین خود را اگر سگ نام می‌کردم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی