برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام
باز خود را هرزه گرد رهگذاری کردهام
شاعر در این شعر از تلاش و کوشش خود برای رسیدن به هدفی سخن میگوید، با اینکه احساس میکند در مسیر درستی قدم برنداشته است. او به راز و درد درونی خود اشاره میکند و تلاش دارد تا این احساسات را پنهان کند، اما میداند که این درد به زودی آشکار خواهد شد. شاعر به نوعی سرکشی و خوشگذرانی اشاره میکند، ولی در عین حال از درون خود حس ناخوشایندی را احساس میکند. او به یاد گذشته و دردی که در دل دارد اشاره میکند و از ساقی میخواهد تا او را در این حال یاری کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه دردی دارد، اما خود را به بلبل شاد خرم بهاری تشبیه میکند که در واقع نشاندهنده امید و شادی در دلش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام
باز خود را هرزه گرد رهگذاری کردهام
گشته پایم راز دار طول و عرض کوچهای
چشم را جاسوس راه انتظاری کرده ام
میکنم پنهان ز خود اما گلم خواهد شکفت
کز دل خود فهم اندک خار خاری کردهام
آب در پیمانه گردانیدهام زین درد بیش
در سبوی خود شراب خوشگواری کردهام
ساقیا پیشینه آن دردی که اندر شیشه بود
دیگران را ده که من دفع خماری کردهام
تا چه فرماید غلوی شوق در افشای راز
برخلاف آن به خود حالا قراری کردهام
وحشی از من زین سرود غم بسی خواهد شنید
زانکه خود را بلبل خرم بهاری کردهام