غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینم

وقتست که با یار به عشرت بنشینم

۲

بی طاقتیم در ره او می‌رود از حد

کو صبر که در گوشهٔ طاقت بنشینم

۳

تا چند روم از پی او بند کنیدم

باشد که زمانی به فراغت بنشینم

۴

داغ تو مرا شمع صفت سوخت کجایی

مگذار که با اشک ندامت بنشینم

۵

پامال شدم چند چو وحشی به ره غم

از دست تو بر خاک مذلت بنشینم

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی