تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
شاعر در این شعر به تأملات خود درباره عشق و وفاداری میپردازد و از دلباختگی و ندامت خود سخن میگوید. او احساس میکند که به وفای معشوقش تکیه کرده و اشتباهاتی در این مسیر مرتکب شده است. شاعر عمر و جان خود را به باد داده و به خاطر دلسپردن به معشوق، در این عشق دچار درد و رنج شده است. او به خاطر آتش عشق، خود را سوزانده و از این که زندگیاش را صرف کسی کرده که به او جفا کرده، پشیمان است. در نهایت، او از تمام این تجربیات به عنوان غلط و خطا یاد کرده و حسرت میخورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم، عبث
ساختم جان را فدای او غلط کردم، غلط
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم، خطا
سوختم خود را برای او غلط کردم، غلط
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود، بد
جان که دادم در هوای او غلط کردم، غلط
همچو وحشی رفت جانم در هوایش حیف، حیف
خو گرفتم با جفای او غلط کردم، غلط