الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
ز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارش
شاعر در این شعر از خداوند میخواهد که او و دیگران را از ناپسندها و نیرنگهای مردم فریبکار در امان نگه دارد. او به صدای شاهین اشاره میکند که نشانهای از آگاهی و هشیاری است و میگوید که در کنار او پرندهای بیخبر دارد. شاعر با رضایت از زندگی، از خداوند تقاضا میکند که همه را در سایهٔ محبت و شادی نگه دارد. او همچنین از عشق و هوسهای مضر صحبت میکند و میخواهد از آنها دور بماند. در پایان، از خداوند درخواست میکند که فرصتی برای نصیحت و پندآموزی به او بدهد، بدون اینکه با افراد خشمگین و وحشی درگیر شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
ز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارش
صدای شهپر شاهینی از هر گوشه میآید
تذرو غافلی دارم مقیم آشیان دارش
خدایا با منش خوش سر گران داری و خرسندم
نه تنها با من و بس ، با همه کس سرگران دارش
پدید آرد هوس از عشق با مردم جفا کاری
نمیخواهم بر این باشد ، خداوندا برآن دارش
تغافل کیش و کین اندیش و دوری جوی و وحشی خوی
عجب وضعیست خوش یارب همیشه آنچنان دارش
زمان اول حسن است و هستش فتنهها درپی
الاهی در امان از فتنهٔ آخر زمان دارش
خدایا فرصت یک حرف پند آمیز میخواهم
نمیگویم که با وحشی همیشه همزبان دارش