غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تو و هر روز و بزم عشرت خویش

من و شبها و کنج محنت خویش

۲

منم با محنت روی زمین خوش

نگه دار آسمان گو راحت خویش

۳

ز هجران مردم و بر سر ندیدم

کسی را غیر سنگ تربت خویش

۴

مکش زحمت برای راندن ما

که ما خواهیم بردن زحمت خویش

۵

به زیر تیغ او نالید وحشی

فتادش سربه پیش از خجلت خویش

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی