ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
این شعر درباره عشق و جدایی است. شاعر به طرفِ محبوبش میگوید اگر ترک ما کردی و به جمع دیگران رفتی، با هر که میخواهی همراه شو. او از مشروبات و همنشینی با رقبا نیز هشدار میدهد، زیرا آنها به دلیلی بد هستند. شاعر از درد دوری محبوبش صحبت میکند و به صبر خود اشاره میکند، حتی اگر این صبر دشوار باشد. در نهایت، او میگوید که به خاطر عشق و دیدار محبوبش، آماده است هر تلخی را تحمل کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
گرچه میدانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش