غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروز

نگهش قاصد سد لطف نهانست امروز

۲

حسنش آنست ولی خود نه همانست بلی

بود دی آفت دل ، راحت جانست امروز

۳

روی در روی و نگه بر نگه و چشم به چشم

حرف ما و تو چه محتاج زبانست امروز

۴

شرح رازی که میان من و او خواهد بود

بیش از حوصلهٔ نطق و بیانست امروز

۵

تا چه ها بر سر و دستار حریفان گذرد

زان می‌ِ تُند که در رطل گرانست امروز

۶

بر کمان می‌کشد آن غمزه خدنگی که مپرس

ای خوشا سینهٔ وحشی که نشانست امروز

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی