غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر

که دلم بهانه جو شد من ازو بهانه جوتر

۲

گله گر کنم ز خویت به جز اینقدر نباشد

که شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر

۳

همه رنگ حیله بینم پس پردهٔ فریبت

برو ای دو رو که هستی ز گل دورو دوروتر

۴

تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری رو

که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر

۵

نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش ادایی

همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی